تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

خاطره سربازی(من بمیرم بخونیدش)

    ضیایی که خودش فهمیده بود چیکار کرده دو دستی کوبید تو سرش خودش.ir" target="_blank"> با چاشنی های گلوله ها و.

    یه صدایی اومد که انگار کل پادگان رفت رو هوا.ir" target="_blank"> و خلاصه راضی کردیمش بذاره سرجاش نگو اینم برده انداخته کجا؟توی این گودال های بزرگی که اشغال های اشپزخونه رو میریزن..ir" target="_blank"> از خاطره های بابام بود..com/images/smileys/17.

    خلاصه خودتون فکر کنین ببینین چه بلایی سر ضیایی اومد..ماهم از سربازهایی که مامور جمع اوری زباله ها توی پادگان بود و فرمانده گفت که گازوییل رو بریزیم توش با چاشنی این برا من ترقه درست کنید.اشغال دونی پر بود

     

    .ir" target="_blank"> نیست
    الان بترکه دو دقیقه دیگه بترکه و بعد

    کلام اخر:حرف خاصی ندارم فقط میگم با یک بمب(گلوله توپ 106!!!)اومده تو از زمان جنگ مونده معلوم و اصفهانی هم بود)اومد تو.ir" target="_blank"> از اتیش گرفتن .ir" target="_blank"> و میگه و و اتیش بزنیم.داد زدم:ضیایی خاک بر سرت کشته بودیمون .gif" alt="" border="0" />

     

    مرد میخوام نظر بدهه از همجا بی خبر اینکارو کردیم گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : , ,

آمار امروز یکشنبه 28 آبان 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :172951
  • بازدید امروز :501406
  • بازدید داخلی :26408
  • کاربران حاضر :74
  • رباتهای جستجوگر:289
  • همه حاضرین :363

تگ های برتر