تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

عمل جراحی

    من 6 سالگیم قرار شد ک لوزه ام رو عمل کنم.بماند ک قبل از عمل خیلی ترسیده بودم.

    بعد از 4ساعت ک از اتاق عمل اومدم بیرون فهمیده یادشون رفته رو سرم کلاه بزارن و موهام کاملا خونی شده بود.

    وقتی ب هوش اومدم دنیا برام جهنم شد.چرا؟چون گلوم زخم بود نمیتونستم چیزی غیر از سوپ مزخرف بیمارستان رو بخورم ک هیچی نداشتو تجویز دکتر بود در حالی ک تخت های  دیگه تو اتاق داشتن کباب میخوردن.

    یکم گذشت و تونستم ابمیوه بخورم ک کاش نمیتونستم.چون تا از گلوم پایین بره پدرم رو در می اورد.

    ی دختره روب روم بود ک اپاندیش روعمل کرده بود.شوهرش گلفروشی داشت ی بار دوتا از این کارت های پستال گل داد بهم یکیش از دستم افتاد و پرستار گفت باید بندازم بیرون.

    خلاصه انقد گفتم ن ک دختره ک اسمش هم طاهره بود ب شوهرش گف ی دونه دیگه بیارهبرام.

    طاهره جان اگه این پست رو میخونی میگم ممنون موقعی ک گلوم رو عمل کردم بهم اون کارت هارو دادی و هنوزم دارمشون.


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : گلوم ,
    عمل جراحی

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 4 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55472
  • تعداد مطالب :149226
  • بازدید امروز :93046
  • بازدید داخلی :2937
  • کاربران حاضر :35
  • رباتهای جستجوگر:577
  • همه حاضرین :612

تگ های برتر